سفارش تبلیغ
صبا ویژن

رمان و داستان ادبیات برجسته

رمان جدید p*e*g*a*h پگاه بنام مومیایی جدید

    نظر

رمان جدید p*e*g*a*h پگاه بنام مومیایی جدید

رمان مومیایی

http://uupload.ir/files/ou0s_moomiaie.jpg

نام کتاب : رمان مومیایی

 نام نویسنده : p*e*g*a*h پگاه

خلاصه داستان:

جنایت…جنایت پشت جنایت.قصه حماقت ها،سادگیها و باختنهای هر روزه من و تو.قصه اشتباهاتی که حتی خدا هم به جبرانش اراده نمی کند.

علی : دوستان عزیز این رمان به صورت تایپی هست و زمانی که رمان به پایان رسید رمان به صورت پی دی اف در سایت قرار خواهد گرفت.

جهت خواندن رمان مومیایی اینجا کلیک کنید

 

قسمتی از متنرمان:

-پاتریک مکزیکیه.البته سالها امریکا بوده و بعد واسه تحصیل میاد کانادا.همزمان با اون منم اومدم اینجا و توی پانسیون هم اتاقی شدیم.دیدیم اونجا شلوغه و نمی تونیم درس بخونیم خونه گرفتیم.اون اوائل من زبانم جالب نبود.برعکس پاتریک.آخه اون عاشق زبانهای مختلفه.به چند زبان هم مسلطه..رمان مومیایی

-واسه چی از آبروشون می ترسن؟به خاطر کدوم کار خلاف شرع؟به خاطر کدوم گناه؟مگه چیکار کردیم؟تو زن رسمی و عقدی من هستی.تا حالا شده یه شب پیش من بمونی؟هر قانونی واسه من گذاشتن گفتم چشم.تارا دیرتر از 10 شب نباید بیاد خونه..چشم…خارج از شهر حق ندارین با هم برین…چشم!شکمش رو بالا .رمان مومیایی

تیام شرایط بهتری داشت….همیشه شرایط بهتری داشت…نمی دانم چرا…اما او را بیشتر از من دوست داشتند.هیچ کس زیر بار چنین تهمت گرانی نمی رفت…اما من با تمام بچگی ام می فهمیدم.همیشه ران سرخ شده ی مرغ برای تیام بود.یکبار به مادر گفتم منهم ران دوست دارم. گفت برادرت بزرگتر است…باید احترامش را داشته باشی.همان شب تیام ران را توی بشقاب من گذاشت…رمان مومیایی
اونا قرمه سبزی میخوردن… اون گربهه هنوزداشت اون دمبه رو لیس میزد… اون موشه هنوزتو شمشادا وول میخورد… اون مورچه هم هنوز داشت اون دونه برنج وبا خودش می برد…